دو خورشید در اسمان
نویسنده : علی خزائی - ساعت ۱۱:۵۵ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٢

یکی از پیشگویی های آخرالزمانی اساطیری که هم اینک شاید سر و صدای زیادی هم به پا کرده،  وجود دو خورشید در اسمان است. در نقل قولهای پیشگویانه مایا هم از برامدن دو خورشید در اسمان در سال 2012 سخن گفته شده است. سخنانی که فعلاً نقل بازار است. داشنمندان بسیاری در این زمینه اظهار نظر کرده اند.  دکتر  براد کارتر Dr. Brad Carter استادیار فیزیک در دانشگاه کوئینزلند جنوبی از طرفداران وجود دو خورشید در اسمان و در اینده ای نزدیک است عده ای بر اساس پیشگویی ها فکر کرده اند که قرار است ستاره ای در اسمان منفجر شده و بخشی از ان به عنوان خورشید دوم ما به منظومه شمسی وارد شود . مثلاً بر اساس نظریه ای ستاره ابط الجوزا در صورت فلکی جبار در سال 2012 منفجر خواهد شد و همین باعث درخشش دومین خورشید شاید در مورد کره زمین خواهد شد.

برخی معتقدند در سال 2012 سیاره نیبیرو از روبروی زمین حرکت میکند و نیروی گرانش باعث حوادث طبیعی مثل شهاب سنگ ، طوفان ، زلزله و حوادثی از این قبیل میشود.
سیاره نیبیرو دهمین قمر خورشید هست که قوم مایا اونو هزاران سال پیش کشف کرده بودن اما دلایل نامعلومی باعث از بین رفتن این دانش بزرگ در ان قوم شد تا اینکه اخیرا قمر دهم خورشید که حرکتش هم بر خلاف سایر قمرهای دیگر خورشید است و فاصله ای دور از پلوتون به خورشید دارد کشف شد.
برخی دانشمندان هم بر این باورند که انسانهای اولیه روی زمین از نسل مردمان سیاره نیبیرو هستند و دانش بسیار بزرگ اون زمان از سیاره نیبیرو به زمین وارد شده است.

برخی پژوهشگران مسیحی اصلاً وجود دو خورشید  در آخرالزمان را یک پیشگویی های انجیلی می دانند. عده ای دیگر از دانشمندان معتقدند این ایده و باور اساساً پوچ و بی اساس است و به هیچ روی با قواعد شناخته شده علمی سازگار نیست.

عده ای از مسیحیان Sun(خورشید) را  Son(پسر) می گویند و انرا به ظهور مسیح در آخرالزمان پیوند می دهند. همانگونه که برخی از علمای اسلام نیز دمیدن خورشید از مغرب در آخرالزمان را به ظهور مهدی نسبت داده اند.

البته باید دانست پیدایی  دو خورشید در اسمان اخرالزمان، اصلاً یک باور کهن ایرانی است و قبل از هر ملتی از سوی فهلویون و حکمای ایران به بشریت تعلیم گردید. و فردوسی که به حق دانای برخی از امور پنهان و رمز آلود باستانیان بود ، بخشی از اسرار را به صورت رمز برای ایندگان به یادگار گذارد.  می دانیم  داستان هفت خوان رستم در شاهنامه، با پیروزی رستم بر دیو سفید و بدست آوردن چشم خورشید گونه پایان می یابد.  منوچهر جمالی آورده است:

«درداستان رفتن رستم به هفتخوان ، دیده میشود که رستم با داشتن خون جگرودل ومغز ِ دیو سپید(= آمیختگی روشنی با تیرگی ) است که میتواند چشم کیکاوس وسپاهیان ایران را که دراثر بی اندازه خواهی وبی مهری ، کور و تاریک شده بودند، روشن و بینا و « خورشیدگونه » سازد . روشنی ، ازخون وشیرابهِ ۱- جگرو۲- دل و٣- مغز، یا ازآمیختن آبکیها باهم ( سه نوشابه گوناگون درجام جم= نماد اصل مهر وعدم پارگی ، ونابریدگی ) پیدایش می یابد . خرد، روشنی است که ازآبیاری« تخم چشم » ، با خونابه ( خور= آوخون ) مغزو دل وجگر، میروید وپیدایش می یابد.»

وی همچنین آورده است:

«ویژگی بنیادی جمشید دراوستا   hvare - daresa هست . این اصطلاح ، معمولا به « خورشید دیدار» برگردانیده میشود . ولی دراصل به معنای « نگاه خورشیدی » است که همان « چشم خورشید گونه » درشاهنامه است، که رستم در ریختن خون جگر دیو سپید در چشم شاه و سپاهیان ایران ، پدیدار میسازد تا « اندازه بین » شوند . hvar که به خورشید گفته میشود ، چون خورشید وماه ، جفت چشمان آسمان هستند.»

 در اساطیر اسکاندیناوی دیده می شود که  ادین   خدایی یک چشم است .  و شرح از دست رفتن او بر اساس باورها نوشیدن از چشمه ای است که در ازای بدست آوردن دانش بی پایان یکی از چشم هایش را در چاهی انداخت.از سویی دیگر می دانیم که  مراد از چشم  در اینجا و همچنین اساطیر دیگر ، خورشید است. یعنی خورشید چشم خدایان خورشیدی محسوب می شد که از آنجا عالمیان را می نگریستند. مصریان خورشید را چشمان رع می دانستند در ایین هندو نیز خورشید چشمان ویشنو است.در اوست اهم خورشید چشم اهورا مزدا شمرده شده است.

از سویی دیگر در شاهنامه فردوسی، رخش یکی از نمادهای سمبلیک خورشید است  و دارای مادری دانسته شده است. در اساطیر اسکاندیناوی نیز اسب  ادین  فرزند لوکی و سوادیلفاری دانسته می شود.در تمامی این  مثالهای بالا بطور کنایی اشاره به ستاره ای بزرگتر از خورشید می باشد. ستاره ای که فعلاً پنهان است. در نماد مهری و کهن ذیل یکی از بزرگترین حقایق هستی نهفته شده است. در این سنگ نگاره که در واقع دو تصویر پشت و روی یک سنگ می باشد، یکی از بزرگترین حوادث آخرالزمانی مورد اشاره قرار گرفته است. درتصوریر بالایی این سنگ نگاره مهر را در حال قربانی کردن گاو و درون غاری نشان می دهد، در اینحالت خورشید و ماه را می بینیم که بر فراز مهر در حال نگریستن بدو هستند. اما در تصویر پایین دو خورشید در حال نگریستن به غذایی هستند که از گوشت گاو تدارک دیده شده ولی ماه روی خود را برگردانده است.

این نگاره به زیبایی از وجود دو خورشید در آسمان و از بین رفتن تاریکی و شب که ماه نماد آن است پرده بر میدارد.  البته در مورد وجود دو خورشید در اسمان باید دانسته شود که هرگز دو خورشید با هم  در صحنه اسمان ظاهر نمی شوند بلکه هر یک از این دو خورشید یکی از نیمکره های زمین را روشن می نماید. در آن هنگام، زمین و تمامی کهکشانها از حرکت باز ی مایستند. و با وجود تابش دو خورشید در طرفین زمین، فقط روز  خواهدبود . روزی که برابر  با پنجاه هزار سال از سال های کنونی ماست.  در این زمان خورشید به تعبیر ایرانیان باستان فقط در حالت رپیتهوین گاه(ظهر) خواهد بود. این روز  موعود همانست که بسیاری از مذاهب الهی و حتی غیر الهی منتظر فرا رسیدن آن هستند و ایرانیان باستان به ان نوروز یعنی روز جدید و نو می گفتند.  در قــــــــرآن نام این روز یـــــــوم الاخر(روز دیگر) و در مــــنابع مسیحی بـــــا عنوان روز هشتم  The Eighth Day آمده است . البته  هم اکنون وقتی در مراسم ایینی غربیان از روز هشتم یاد می شود تعبیر غیر از مفهوم اصلی ان صورت می گیرد. در حالیکه مراد از روز هشتم که یک اصطلاح مهری و باقیمانده در اروپا و آیین مسیحیت است، روز ناپیدای جهانست.

در برخی روایات به مدت زمان این روز اشاره شده است. در تفسیر اطیب البیان در ذیل قول خداوند :تَعْرُجُ الْمَلَئکَةُ وَ الرُّوحُ إِلَیْهِ فىِ یَوْمٍ کاَنَ مِقْدَارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَة  «فرشتگان و روح بسوی او بالامیروند در روزی که مقدار آن پنجاه هزار سالست»، آمده است:

 [مراد از یوم در اخبار دارد: روز قیامت است چنانچه از کافى مسندا از حضرت صادق (ع) روایت کرده فرمود:
 (فحاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا فان للقیامة خمسین موقفا کل موقف مقداره الف سنة ثم تلى: فى یوم کان مقداره خمسین الف سنة).

و در جایی دیگر از تفسیر اطیب البیان  از قول امام صادق ع روایت گردیده که:

 « مراد رجعت رسول اللَّه است پنجاه هزار سال....»]

 در روایات اسلامی از خورشیدِ جدید که حامل نیروهای اهریمنی است و در آخرالزمان از شرق پدیدار می گردد، با لفظ خر دجال یاد شده است. از اینرو مراد از خر دجال هرگز حیوانی مطابق با انچه که اکنون می بینیم نیست.

http://ghaem16.persianblog.ir/post/251/